محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4549

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گفت : « مضريان قاتلان خاندان پيمبرند ، صلى الله عليه و سلم و ياران بنى اميه و طرفداران مروان جعدى و خونهاى ما به گردن آنهاست و اموالمان در تصرفشان و مظلمه ها به نزدشان . نصر بن سيار از جانب مروان عامل خراسان است و دستورهاى وى را انجام مىدهد و بر منبر خويش او را دعا مىگويد و نام امير مؤمنان به دو مىدهد و ما از اينكه مروان امير مؤمنان باشد ، يا نصر دعوى هدايت و صواب كند بيزاريم و على بن كرمانى و وى را برمىگزينيم كه ياران وى از مردم قحطانند و ربيعه . » گويد : آن هفتاد كس كه در اطاق فراهم آمده بودند با مرثد بن شقيق همسخن شدند و فرستادگان مضر زبون و غمين به پا خاستند ابو مسلم قاسم بن مجاشع را با گروهى سوار همراه آنها فرستاد تا به امانگاه خويش رسيدند و او بازگشت . هيئت فرستادگان على بن كرمانى نيز خرسند و فيروز بازگشتند . توقف ابو مسلم در الين بيست و نه روز بود . پس از آن از الين به خندق خويش در ماخوان بازگشت . آنگاه به شيعيان گفت كه خانه بسازند و براى زمستان آماده شوند كه خدايشان از خطر اتفاق عربان محفوظ داشت و به سبب ايشان ، ميان عربان پراكندگى آورد و اين تقدير مقرر خداى بود . گويد : بازگشت ابو مسلم از الين و ورود وى به ماخوان به سال صد و سى ام بود ، در نيمهء صفر به روز پنجشنبه ، و سه ماه ، نود روز در خندق ماخوان ببود . آنگاه به روز پنج شنبه نه روز رفته از جمادى الاول سال صد و سىام وارد حصار مرو شد . گويد : در آن وقت حصار مرو در تصرف نصر بن سيار بود به سبب آنكه وى عامل خراسان بود ، على بن كرمانى به ابو مسلم پيغام فرستاد كه از آن طرف كه هستى وارد حصار شو و من و عشيره‌ام نيز از اين طرف كه هستيم وارد مىشويم و بر حصار تسلط مىيابيم . ابو مسلم به دو پيام داد بيم دارم كه تو و نصر بر نبرد من اتفاق كنيد ، تو وارد شو